مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
141
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
نكند . چرا كه : عالم از جهتى غير است ؛ و از جهتى عين . امّا [ از ] جهت عينيّه : مراتب تنزلات و ظهور در [ مظاهر ] مكوّنات [ دان ] « 335 » ؛ تا عين غيريّت او از عين غيريّت تو برخيزد . « 336 » و امّا غيريّت ؛ اين كه گفته است : و من هذه الحقيقة كان الافتقار من العالم إلى الحقّ فى وجوده : حق ، در لغت ، معنى آن « ثابت » است . و حقيقت در اين مقام ، بمعنى « الثّابت في نفس الأمر . و « كان » تامّه است بمعنى « حصل » . يعنى : و از جهت اين ارتباط ثابت عالم را به حق ، افتقار حاصل آمد در وجود . و به اين « 337 » عبارت گفته است : « في وجوده » ، و نگفته كه : « في ذاته » ، تنبيهى است بر آنكه اعيان ، مجعول به جعل جاعل نيست ؛ بلكه فايض است از حق ، به فيض اقدس . امّا وجود خارجى ، به جعل جاعل متعلّق است ؛ كه آن وسايط است . و چون در مقدّمات ، اين بحث مستوفى رفته ، به تكرار محتاج نبود . فالكلّ مفتقر ما الكلّ مستغنى « 338 » * هذا هو الحقّ قد قلناه لا نكنى « نكنى » مشتق از الكناية [ بمعنى ] السّتر . و ما ( در ما الكل ) نافيه . « و الكل » مبتدا . و « مستغنى » مرفوع به خبريّت . يعنى : بنا بر ارتباطى كه گفته شد كه : عالم به جهت وجود ، مرتبط و مفتقر است به حق - جلّ و علا - و حق به جهت ظهور مرتبط به عالم است ؛ و مربوب - كه
--> ( 335 ) - ن : مكونات است ( ك ) . ( 336 ) - ن : تا عين غيرت او از عين غيرت برخيزد ( ك ) ناز غيريت او . . . ( ش ) . نسخه ( ك ) در حاشيه . اين بيت را آورده است : « غيرتش غير در جهان نگذاشت - زان سبب عين جمله اشيا شد . » ( 337 ) - ن : و در اين عبارت ( ت ) . ( 338 ) - به همين صورت در نسخههاى ( ك - ش ) بود ( بجاى مستغن ) .